۱۳۸۹ اردیبهشت ۳۰, پنجشنبه

‏‫به ایران درود ‏

‏‫به ایران درود ‏

‏‫.. ‏

‏‫به ایران و خاکش ، به باد و به آبش درود ‏

‏‫به کوه و به دشت و به صحرا ، کویرش درود ‏

‏‫به زرینه رود ، به سیمینه رودش درود ‏

‏‫سپید رود ، به خشک رود به کارون درود ‏

سهند و ‫سبالان و تفتان ، دماوند ِ غران درود ‏

‏‫به البرز ، به زاگرس ، به زنجیر ِ کوه ها درود ‏

‏‫به آن دشت مرغاب ، پاسارگاد و شاهش درود ‏

‏‫به کُرد و لُر و ، آذری زادگاهش درود ‏

‏‫به گیلک به مازی ، بلوچ و به خوزی درود ‏

به کوروش ، به داریوش و نادر ، شهانش درود‏

‏‫به بابک ، ابومسلم و مازیارش درود ‏

‏‫به یعقوب لیث ، سور ِنا ، آریوبرزن درود ‏

به زفران، خراسان و فی روزه هایش درود ‏

چو از خاک ایران بداریم همی تار و پود ‏

‏‫به آزاد باش ِ ایران زمینان‫ به خوانیم سرود ‏

‏‫بیاریم سیاهی علم ها ، ز ِ دشمن فرود ‏

‏‫سپاریم کُنِش های ِ ایران ستیزان به دود ‏

به نوروز ، به زاد روز ِ باستان بهارش بگوئیم درود‏‫ ‏

‫..

‫سوز

۱۳ مهر ۱۳۸۸ − 05.10.2009

وطن

وطن


..


وطن در دست ِ نادانان اسیر است


ندا از بهر ِ آزادی، کبیر است


جوابش را گلوله، در نفیر است


نجاتش د ِه کنون، فردا که دیر است


.


زمین در خون، ز ِ آزاد و دلیر است


و خاک از خون ِ آزادان، خمیر است


که این نان، بر ستمکاران فطیر است


آخوند ِ پنج تومن، اینجا امیر است


.


به سالوس و ریا، آخوند، پیر است


به تزویر بیشه را، ملا ، که شیر است


“خدا فرموده است”، نان و پنیر است


و گوش خلق ازین اوهام سیر است


.


ریا در دین، کِهین تا به مَهین است


دوروئی در لباس ِ دین، سفیر است


دورنگی صاحب ِ دین بر جبین است


ولی یه امر، فقط، اینجا کبیر است


..

سوز

۱۱آذر ۱۳۸۸ − ۱۶ بهمن ۱۳۸۸

02.12.2009 – 05.02.2010

۱۳۸۷ آبان ۲۲, چهارشنبه

آرامگاه کوروش



در آرامگاه کوروش

نوشته ای از خود او خطاب به آیندگان وجود دارد که به این شرح است:

ای مرد هرکه باشی و از هرکجا که آمده باشی

زیرا می دانم که خواهی آمد.

منم کورش شاه شاهان شاه کشورهای مختلف

که این سلطنت و کشور با عظمت را برای پارسیان فراهم آورده ام.

بنابراین براین مشتی خاک که مرا در بر گرفته است

بخل مکن و حسد مورز .

..

12.11.2008

۱۳۸۷ آبان ۱۶, پنجشنبه

‫کووروش کبیر kurosh e kabir


‫کووروش کبیر..

‫درود به مردم ایران

‫درود به روان پاک " کووروش کبیر "

‫نور درخشان‌‌‌‌‌‌ ِ فکر انسانی و بشر دوستانه یه " کووروش کبیر "

و پرتو تابناک ‫اندیشه یه او ، نوری است که با ابر های تیره یه بد اندیشان

‫و تیره دلان اندکی پوشیده میشود ولی باز هم ، از همان پشت ابر هم

‫پیداست که نوری قوی در پشت آن است ، ابر ها پراکنده میشوند و نور

‫اندیشه پاک " کووروش کبیر " همچنان تابناک است و در جهان بی همتاست.

‫اندیشه ای که مجموعه یه آزادی های حقوق بشر را ، از زمان آبراهام لینکلن تا

‫بامروز ، در یکجا و در یکزمان و آنهم 2500 سال پیش اعلام کرده است ،

و چون ‫از زمانی ست که بسیار دور است ، از زمانی ست که مدنیت و

شهر نشینی هنوز ‫در مراحل اولیه اش بود ه ،

والایی این اندیشه ارزش و درخشش بیشتر ی را نشان میدهد .

" ‫کووروش کبیر " متعلق به جامعه یه جهانی است ،

احترام به " کووروش کبیر " و اعلامیه ‫حقوق بشر او ،

نشان دهنده یه شخصییت خوب و نیک بودن ، احترام گذارنده به آن است .

‫آنانی که مستقیم و یا بواسطه میخواهند " کووروش کبیر " نام او ، گفته های او

‫یا آرامگاه او را مخدوش کنند و بنحوی اهمیت او را کم کنند ، اثری از خباثت،

حسادت و ‫پستی از خود نشان میدهند ، میخواهند کوچک بودن خود را

در مقابل او ، با کوچک نشان دادن " ‫کووروش کبیر " بپوشانند ،

ولی آنچه باقی می ماند بدنامی شان و حقیر بودنشان است .

‫گسترده باد اندیشه های " کووروش کبیر "

و پایدار و پیروز باد نام مردم نیک اندیش ایران
‫..

‫سوز
‫05.11.2008 - 23:30

۱۳۸۷ آبان ۱, چهارشنبه

حقوق بشر ‫hoghughe bashar

حقوق بشر
‫..
‫روز پر افتخار ، روز کوروش و نامیده شدن آن روز بنام " کوروش کبیر "
بسی افتخار ومباهات برای هر ایرانی است.
‫چنین فکر بشر دوستانه ای ، چنیین رعایت حال انسان های دیگر ،
‫آزادی دین ومذهب ، آزادی کار ، آزادی محل زندگی ، آزادی انسان ها
‫و منع بردگی، دستور باینکه کسی حق ندارد، دیگری را بزور وادار بکار کند.
‫اینها‫ نشانه های روح بشر دوستانه و انسانی " کوروش کبیر " است .
‫این نوشته ها در منشور کوروش بزرگ آمده است که حدود۱۸۸۲ م. در
بابل عراق پیدا شده و چند سال بعد بزبان امروزی ترجمه شد.

‫در سال ۱۲۱۵ م. مردم انگلستان یا اشراف انگلستان که بنوعی
مردم انگلستان بودند، ‫پادشاهشان را وادار کردند ، مفاد موافقت نامه ای را
برای رعایت حقوق سایرین ‫امضاء کند که از آن زمان ، بعنوان
اولین اعلامیه حقوق بشر نامیده میشد. از ‫حدود هشتصد سال پیش .

‫اینجا تفاوت بین یک پادشاه بسیار والامقام مانند " کوروش کبیر " است ،
که آزادی فردی و اجتماعی به مردم میدهد.
و ‫افرادی از مردم جامعه که پادشاهشان را وادار می کنند که این آزادی ها
را بآنان بدهد و حقوق آنان را رعایت کند.

‫در یکجا ، یک پادشاه با اندیشه و فکر تابناک خود برای مردم ، آزادی ها یی
فردی و اجتماعی ‫مشخص می کند و بحق می توان امروز ، بعنوان :
اولین اعلامیه حقوق بشر ، بآن نام داد .

‫در جای دیگر " مردمی " در یک کشور می خواهند که پادشاه
حقوق مساوی را ، ‫در مورد مردم رعایت کند و او را بامضای ورقه
" آزادی حقوق مردم " وادار می کنند .

بیایید بنام و به یاد ، مردی‫ جهانی " کوروش کبیر " روحیه مردمان
۱۲۱۵ م. انگلیسی را پیدا کنیم ‫و همگی ‫مان ، بخواهیم که :
حقوق انسانی و اجتماعی و حقوق بشر
که ما میخواهیم ، در مورد ما باید رعایت شود .
..

سوز

21.10.2008

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
فرمان کبیر (به انگلیسی: Magna Carta، تلفظ: مانیا کارتا) که مگنا کارتا نیز نامیده می‌شود، فرمانی است که اختیارات پادشاه انگلستان را محدود می‌کرد.در سال ۱۲۱۵ اشراف انگلستان که از پادشاه به خشم آمده بودند، پادشاه، پرنس جان را وادار کردند تا فرمان کبیر را در ۱۵ ژوئن ۱۲۱۵ امضا کند. در واقع جان انگلستان[۱] از اشراف مالیات زیادی درخواست کرده بود و این فرمان بیان می‌کرد که حتی پادشاه نیز مشمول قانون شده و باید از آن اطاعت کند. اما به مرور زمان، این فرمان به صورت پایه‌ای حقوقی برای همه شهروندان درآمد.

۱۳۸۷ شهریور ۱۰, یکشنبه

" حق و تو " Veto Right " haghe Veto "


‫‫" ‫حق وتو " ناحق است ، رای ملل بر حق است
‫..
‫« " حق وتو " باید از بین برداشته شود و هر قطعنامه و بیانیه در
سازمان ملل " UN " باید با رای اکثریت تایید شود »
‫..
چرا پنج کشور از ۱۹۲ کشور حق پیدا کرده اند رای و نظر بقییه
‫کشورهای دیگر را باطل اعلام کنند ( و ِ تو کنند ) ؟
در حقوق بشر گفته شده است :
‫همه انسانها آزاد و برابر هستند و از حقوق مساوی برخوردار هستند.
‫..
‫وقتی اکثریت " نمایندگان مردم ۱۹۲ کشور " در موردی تصمیم میگیرند
‫و برای انجام شدن یا نشدن چیزی رای میدهند ،
‫یکی از این پنج کشور اجازه ندارد ، نظر و رای اکثریت
‫کشور های دنیا را ملغی و باطل اعلام کند و آنرا بدون اثر بکند.
‫..
‫رای این پنج کشور دارنده یه " حق وتو " هم مانند رای بقییه کشورها
‫باید دارای یک اثر و یک وزن از ۱۹۲ رای ، و مثل سایر کشور ‫ها باشد.
‫..
‫حتی اگر چهار کشور دیگر صا حب " حق وتو " هم برای موضوعی با
‫بقییه کشور ها هم رای باشند ، یک " حق وتو " از کشور پنجم میتواند
‫۱۹۱ رای کشور های عضو سازمان ملل را باطل کند.
‫پس این " حق وتو " غیر عادلانه و باطل است و حقوق بقییه ملل را
‫نادیده میگیرد.
‫..
‫این پنج کشور آقای دنیا نیستند و کشور های دیگر هم برده یه این
‫پنج کشور نیستند.
" حق وتو " حق رای و حق برابری ملل دیگر دنیا را نادیده میگیرد
‫و آنرا بی فایده میکند.‫
‫..
‫مردم امریکا نمی توانند باور کنند که حق رای و نظر مردم اروپا ،
‫آسیا یا آفریقا را انکار کنند و نادیده بگیرند و آنرا بی اعتبار بخوانند.
‫همچنین مردم اروپا و آسیا نمیخواهند تصور کنند که نظر و رای مردم
‫امریکا بی اعتبار است و باید آنرا نادیده گرفت.
‫..
پس " حق وتو " با آزادی و برابری و حقوق بشر هماهنگ نیست
‫و‫ باید وجود آن بی اعتبار اعلام شود.
‫..
سوز
‫19.08.2008

۱۳۸۷ مرداد ۲۵, جمعه

کوروش‫ ‫اشپیگل Kurosh - spiegel

کوروش کبیر ، اشپیگل
با درود
..

‫بنظر میرسد، یک حرکت ضد تاریخ و عظمت قدیم ایران 
بصورت هماهنگ دارد اجرا میشود .
‫رئیس مجلس فعلی جمهوری اسلامی هم مثل 

نوشته یه آقای شولتز در اشپیگل، 
‫همین حرف ها ی ضد کوروش کبیر را قبلاً میزد.
‫خلخالی میخواست تخت جمشید را خراب کند،
از پانزده سا ل پیش طرح
سا خت و آبگیری سد ‫مجاور 

آرامگاه کوروش بصورت ملایم و مداوم پیش میرود. 
و هرچه به سازمان ملل و ‫یونسکو برای حفظ پاسارگاد 
و آثار تاریخی ثبت شده نامه نوشته شد، بی اثر بود.
‫گو یا بعضی از شرکت کنندگان جشن های 

دوهزارو پانصد ساله خوششان نیامد ‫که چنین فرهنگی
را پذیرا شوند که بانی آن خودشان نبوده اند.

‫لطفاً به آنها بگوئید، عز یز:


با خراب کردن تار یخ دیگران عظمت شما بیشتر نمیشود
‫لطفاً ما را ببخشید 
که مردان بزرگ با تاریخی درخشان داشته ایم،و حالا شما ‫مردان بزرگ و تکنولوژی درخشان دار ید.
هزینه یه انکار نیاکان ما را خرج چیزهای ‫دیگر کنید.
بگذارید اقلاً به گذشته مان د لمان خوش باشد.

..

سوز
30.07.2008

خاک ایران khaak e Iran


خاک ایران

فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیا یی

بخاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات

خاک ایران را تشکیل دهد.

کوروش کبیر
..

30.07.2008

دعای داریوش کبیر Darius

اهورامزدا

این کشور را از :

دروغ ، دشمن و خشکسالی

محفوظ بدارد

داریوش کبیر


, ‫ God
.
: Protect us from
.
‫Falsehood ‫ Famine and , ‫Foe
.
‫Darius the Great
.
02.07.2008

۱۳۸۷ مرداد ۲۴, پنجشنبه

‫ستایش setaayesh

ستایش
..

‫جهان آفر ینا ، ستایش تراست

‫به نظم جهانی ، نیایش تراست

‫به پندار و گفتار و کردار نیک

‫به مردم هماره سفارش تراست

..

‫سوز‫
‫‫15.07.2008, 17.06.2008

‫پیگیری Peigiri

پیگیری
‫..
ترا ، گر همت ِ پیکار باشد
‫هماهنگ ِ نبرد ، ‫ابزار باشد
به پیش و پشت و در ، طلایه یه جنگ
‫ز پیش ، طرح آماده ودر کار ، باشد
‫.
‫نشاید تنبلی در پیش داری
‫گمان داری بری از پیش ، کاری
‫به فکر و کوشش و با پشتی یه کار
‫بکام خود رسی ، در ماه و سالی
‫.
‫ترا اندیشه یه یک کار باشد
‫که با اندک زحمتی ، پر بار باشد
‫نگه کن سیب و بر شاخ و شکوفه
‫درنگ و زحمت و ، تا بار باشد
‫.
‫بسالی ساقه ، ریشه ، برگ در کار
‫که *خور و بار ِ ش‫ و هم ، باغبان یار
‫بشاخ و ریشه اش ، تیمار دارد
‫که گیرد هر درخت ، محصول پر بار

..
‫سوز
‫03:09 , 02:15 - 03.07.2008
* خور = خورشید

‫نیایش Niyaayesh

نیایش بدرگاه خدای بزرگ: 
..
‫خدای بزرگ ، به مردم کشور ما ایران توجه کن ،
‫نیروی خود را برای حفاظت ایران زمین کنونی ‫اعمال نما ،
مردم و سرزمین ما را از دشمنان ‫ایران و ایرانی نما
و ایران ستیز حفاظت نما ،
‫ایرانیان ایران دوست را بر کار ها مسلط گردان
‫و آنان را که خواست و هدفشان تلاش برای بهبودی
‫و رفاه و سربلندی مردم و سرزمین ایران است
‫توان ده و یاری نما تا کار ها را بدست بگیرند .
‫ایرانیان از هزاران سال پیش یکتاپرست بوده اند
‫و ترا ای خداوند همواره بیاد داشته و ستایش کرده اند
‫و شعار آنان :
نیکی در اندیشه و پندار ،
نیکی ‫در گفتار و بیان ،
نیکی در کردار و رفتار ،
بوده ‫و هست . این شعار و الگو کامل و ساده ترین روش
‫برای زندگی فردی و اجتماعی است که
‫منظور نظر تو ای خداوند میباشد .
پس ‫ای خداوند ما را یاری ده
‫که به دلخواه و مطلوب تو زندگی کنیم .

..
‫سوز‫
26.06.2008

‫ نماز Namaaz

نماز

..

پد ر ، گفته ا م ، پو ر پرخا ش جو ی

به فکر ا ند رم ، پو ر آ زا د ه جو ی

‫نماز پسین و ، شب و هر یکی بامدا د

‫بتاریک ، پس و پیش و ، بالا شد آ فتاب

‫به پنج گاه نمایم ، برایش ، دعا ئی عجیب

‫به پارسی کلا مش غریب است و نامش غریب

‫بار هفده ، بزرگی ش ، یا د آ ورم

‫ز روز جزا و ، ز آ تش ، ملا ل آ ورم

‫چو آ زرد ه گشتم ، از ین بود و کرد

‫بخو د گفتم ا ین ، من نبا یست کرد

‫بگفتم پد ر را ، که ای مرد والا مقام

‫تمام کتاب است و ، ا ین ، سه کلا م

‫ز ا یران ، ز پیشینیان است و آسان نمود

‫به گفتار و کردار و پندار نیک ، ره نمود

‫‫چو کار تو با ا ین ، سه نیک ، کرده شد

عرب را کتابی ، نشا ید که جوینده شد

‫‫ز ، وهم و ، ز ترس و ‫به عا د ا ت و خو

‫‫نخواهد تفکر ، نه راه د گر ، جستجو

‫چنین است آ يین ، بجز کیش او ، هر که بود

‫بمرگش رضا دا د ، خا ندان و د ینش ، بد ود

..

‫سوز

19.06.2008 ‫

دیار

د یا ر
..
‫باشد چو ما دیاری ، در دام مانده باشد
‫از دست دین خروشان ، ایمان ش رفته باشد
‫کان دین باستانی ، با زور گشت هلالی
‫آن را ز دست داده ، و ز ین وا مانده باشد
.
‫بت را شکست آنجا ، کین دست ساز ما هست
بت راساخت خیالی ، چون دیدنش محال است
‫آنرا که آرزو بود ، پیرایه یه خدا ساخت ‫
از مهر و از توانش ، آنچه پسند ما هست
.
‫از زلزله بمردند ، با سیل جان بدادند
‫توفان برُفت با باد ، جانها و مال دادند
‫از مهر او سؤال شد ، موهبتش کجا رفت
،، ‫قسمت ،، ز بی جوابی ، این ظلم نام دادند ‫
.
‫هر چیز مال اویست ، فرزند یا که خواسته
‫گر شد ، توانگری سر ، گفتند خدای خواسته
‫فرزند و مال چون رفت ، قحطی یو خشکسالی
‫چون چاره ای نداشتند ، گفتند خدای خواسته
.
‫نابودی یه هزاران ، چنین زیان و خسران
‫در لطف او نگنجد ، بر نیک داده فرمان
‫نیکش گرام داریم ، از فکر و گفت و کردار
‫در یاوری به مردم ، کوشیم تا رود جان
..

‫سوز
‫28.05.2008  ‫-  29.05.2005

تلاش Talaash

تلاش
..
هوشنگ عزیز
‫بهار شعرت رادوباره آغاز کن ، 

بهار ِ‌ زمان ، خود بخود دوباره آغاز میشود.
‫و تو بهار شعرت را از نو شکوفه اش ده .
‫شاخه های اسیر باد شده یه پائیز و برگ از دست داده 

و در بی برگی ‫زمستان و سرمای آن ، 
چوب خشکیده و شکننده شده ، در بهار ، 
خود ‫را نشان میدهند و با عرضه یه شکوفه هایه نو ،
سردی یه زمستان ‫و محدودیت هایش را به 

خنده یه شکوفه هاشان به مسخره می گیرند .
‫با عطر گلهاشان تلاش جدید خود را در زندگی 

جشن میگیرند و بما نشاط و ‫تازگی القا ء می کنند.
‫از اینکه کاری بتوانم کرد که موجب شادی 

و سرور ِ غم بشوم، بسیار ‫خود را شاد خواهم یافت.

‫غم ، نبود شادی است .
غم نبود تحرک و سازندگی است.
‫غم ، نبود امید است.

‫با ساختن شعر جدید ، اطرافت را پر کن ،
دنیا و فضای غم را پس بزن ،
‫هرچه بیشتر شعر و سروده و نوشته یه جدید وارد 

روز و شبت کنی ، جای ‫غم تنگتر میشود .
‫پُر کن روزت را به شعر و ساختن بناهای یه کلامی
وز ینت ‫های تمثیلی اش

‫در بایگانی یه اندیشه ات، کلامی و یا ایده ای از چیزی 

بنظرت میرسد، ‫آنرا نگهدار ، سعی کن این علامت را بگیری.
آنرا بطرف کاغذ بکشانی، ‫می بینی مانند طنابی که 
یکسر آن در دست توست و بقییه در بایگانی مغزت ‫
قرار دارد ، هر چه میروی همچنان با تو می آید.

‫خود را وقف پیدا کردن و پیاده کردن ایده هایت از 

گوشه های تفکر گاه ذهن ‫عاشق وشاعرانه ات نما.
‫خوشحال میشوم بزودی از نوشته های جدیدت خبر
داشته باشم و لذت ببرم.

‫آنچه بنظرت زیبا می آید و بیان کردنی است ، بنویس .
‫هر نوشته ای که چیزی برای گفتن دارد ،
خواننده یه خود را پیدا میکند.
‫آنکه سروده و نوشته تو را نمی پسندد ، خوب نخواند ،
مجبور که نیست ،
‫شاید چون مثل تو نمیتواند ، آنچه در درونش میجوشد
بروی کاغذ بیاورد ، ‫و شاید اصلاً چیزی ندارد که بیان کند
و این کمبود را با حقیر نشان دادن ‫تو میخواهد جبران کند.
خودش نمی تواند بالا باشد ، بالا بودن تو را بی
‫ارزش وانمود میکند که خود را هم سطح تو بیانگارد.

‫ولی بخودت بگو ، ماه نور افشاند و سگ عو عو کند .

..
سوز
 25.05.2008 

‫مادر maadar

مادر
--
پدر جسم من سوزنی نوک ، بمادر بداد
‫به پیش اندرم‫ مادرم ، خوان روزی گشاد
‫که خود ‫آنچه خواستی ، ز بهرم نخورد ‫
چو من خواستم ، دهان ، از برایش گشاد
-‫
و یارش که شد ، خواست آن را سپرد
‫برایش تهیه مهم بود ، کلان ، یا که خرد
‫در آن فصل ناجور ، همه با پدر در تلاش
‫بهایش چه بود و کجا ، خواسته را خانه برد
‫ -
کالبدم برپاشده ، در بطن او تکمیل یافت
‫نامده از برایم ، پوشش پشمی ببافت
‫آنچه را بشنوده بود در ساز من ، نیکو بود ‫
از برایش جستجو کرد و تلاشی ، تا بیافت ‫
-‫
مرا تاب خوردن نبود ، از غذا و خوراک
بخورد و به پالود ، ساخت آن را ، بپاک
‫بخون اندرونش کشانده ، به بندم ، سپرد
‫زناف بند ، رسیدم غذا ، چهره ام تابناک
-
‫مرا کرد جزوی از جسم خود ، همزمان
‫زنوش و خوراکش نهادی ، همه در میان
‫زخونش مرا خون ، به هر دم ، بدادی هوا‫‫
‫به هر جنبشم در درونش ، شدی شادمان
-
‫تکامل به بخشید ، نهم ماه ، نمود
به ‫هنگام ، ز زهدان ، گفت ، بدرود
‫همی خواستم که مانم ، به آسوده جای
‫نداشتی مرا گریه سود ، که بیرون نمود
-‫
‫به لحن ملایم ، مرا گر یه آرام کرد‫
نوازش نموده به ، لالائیم خواب کرد
‫نیاسود و ناخفت ، تا من ، آسوده دید‫
خود او بنده ، من را ، چو ارباب کرد
‫-
به نا امنی ام او دو صد ، شور داشت
زخردی که ، گردم بزرگی ، هوایم بداشت
چه سا لها گذ شت ، پور و همسر ، به بر
به ‫مادر ، همی بچه بودم ، تفاوت نداشت
‫‫ --
‫سوز
‫‫15,16,17.05.2008
‫‫مادر

تکرار ‏Tekraar

تکرار
..
زندگی تکرار تکرار است دانی ای رفیق
کوششت باشد که روی آری بیاران شفیق
‫گر ترا همراهی آنان نباشد در توان
پس کتاب را یار شو ، در یائی است عمیق
..

سوز
7.05.2008 - 15:30

امید Omid‎

امید ..
کمان ، ابروی شوخ چشمش ، امیدم بکشت

بتیر نگاهش زپهلوی دیده ، بخشم درشت
ز درد جگر سوز آن پر عتا بش ، نگاه
بلرزید قلبم ، همی دست و زانو و پشت
..
مرا پرتو مهر و رویت ز صحرا بداشت

زکار و زکشت و تلاشم همی دور داشت
بسان غلامان بی مزد ، بدون مواجب کنیز
بدربانی خاک کوویت ، مرا پیشه داشت
..
مرا جام چشمت بدادم شراب ووجودم سرور

به پیش رقیبان ، برفتم به باد و تمامی غرور
کنون بی توان بی امید ، خسته از دیدن بامداد
نخواهم که امید وصل و کنارت سپارم به دور
..
بسعی وتلاش تمام چاره جو میروم روز وشب

باندرز خواهم چه سان پای دارم این سوز و تب
چو پندار وگفتار و کردار من ، با همه نیک بود
نشاید سزا از جهان جز سرور و نشاط و طرب
..


امید Omid‎

06.05.2008 - 21:30

۱۳۸۷ مرداد ۲۱, دوشنبه

‫نوروز Nowrooz

‫نوروز
‫ -
‫به نوروزم صد ا دادند ،،، فریدون ، جم ندا دادند
‫هزاران جشن نوروزی ،،، بهاران را بها دادند
‫هزاران سال ایران را ،،، نووی بودن روا دادند
بهار و سال چو شد آغاز ،،، ز سنبل عطر ها دادند
‫زخشک زندان شاخک ها ،،، شکوفه ها رها دادند
گذر را فرش گلبرگ ها ،،، شکوفه تن ، صفا دادند
‫زشاخ سیب خشکیده ،،، شکوفه سیب بما دادند
‫شکوفه صورتی رنگش،،، ز آلو ها نما دادند
‫بهار و جشن نوروزی ،،، مر انسان را عطا دادند
-
‫ سوز
06.04.2008 – 20:45
‫ ۰۶.۰۴.۲۰۰۸ −− ۲۰و۴۵ ‫

راز Raaz


‫‫راز‫
..
‫‫حافظا باز بگو ، با من از این راز بگو
-
حافظ طناز بگو ، حافظ ْ‌ دل باز‌ ْ بگو
-
‌(‌ چشمِ‌‌ دل باز، دلباز، دلباخته )
-
‫فاش بگو ، باز بگو ، نغمه ی غمّاز بگو
-
وقتِ سحر ، آبِ حیات ، چیست در آن راز بگو
-
‫پهن شده سفره ی دل ، همدل من ساز ، بگو
-
سّر ِ نهان ، غنچه ی لعل ِ لبِ آن ناز بگو
-
‫مرغ‌ ِ حق و ، کوک شدن باز به آن ، ساز بگو
-
هوی‌ ِ شباهنگ و شب و ظلمت‌ و پرواز بگو
-
‫شآه پر ِ ، پرّ ه ی پندار ، به پرواز بگو
-
آن توان را که دهت ، اوج به پرواز بگو
(‌ میدهَدَت )‌
-
‫سَسَل این نکته بر او ، همچو نیاز است بگو
-
بَر او پرده کشیده ، بَرَ ت ، از دیر چو باز است بگو
-
..
راز Raaz
 سَسَل ، سعید
یکشنبه ۲۴.۰۲.۲۰۰۸ − ۰۱،۵۷ ۳،۰۳‫
24.02.2008